سلام بچه ها بی نهایت ازتون ممنونم که با نظراتتون من رو دلگرم می کنید. ممنون از همتون که برام دعا کردید و مشکلم شکر خدا حل شد.
راستی بچه ها خواهش می کنم به ادامه ی مطلب متن عاشقانه برید و قصه ی عشق رو بخونید و دخترک قصه رو راهنمایی کنید.
نوشته شده توسط آیدا پرغم در چهارشنبه 1387/01/21 ساعت 10:50 AM موضوع | لینک ثابت
از این همه تنهایی دلگیرم
از این همه دلتنگی می میرم
و تو آخر شبی بی صدا از کنارم می گذری
آن گاه که من وجودی برای بخشیدن ندارم
نوشته شده توسط آیدا پرغم در سه شنبه 1387/01/20 ساعت 11:6 AM موضوع | لینک ثابت
دوستی یک حادثه است و جدایی یک قانون
پس بیا حادثه ساز باشیم و قانون شکن
نوشته شده توسط آیدا پرغم در یکشنبه 1387/01/18 ساعت 10:40 AM موضوع | لینک ثابت
می گویند شفایق ها هیچ گاه نمی میرند
پس تا مرگ شقایق ها دوستت دارم
نوشته شده توسط آیدا پرغم در شنبه 1387/01/17 ساعت 11:8 AM موضوع | لینک ثابت
نام : انسان
نام خانوادگي : آدم
لقب : تنها
نژاد : يكرنگ
سن : از زماني كه آدم و هوا به وجود آمدند.
تاريخ تولد : روز ششم
آرزو : مرگ
آدرس : جايي كه خورشيد سقفش و خاك زمينش است.
نوشته شده توسط آیدا پرغم در سه شنبه 1386/12/28 ساعت 3:31 PM موضوع | لینک ثابت
خوب ولي بد
زيبا ولي زشت
خنده ولي گريه
مي خندم ولي پشت اين خنده گريه است. گريه اي همراه با درد شكنجه
ظاهرم زيباست ولي باطنم درونم زشت است رنج مي برو از اين زشتي
از اين بدي.
نوشته شده توسط آیدا پرغم در سه شنبه 1386/12/28 ساعت 3:28 PM موضوع | لینک ثابت
خیال
نمی دانم این چه خیالی است که هر شب به سراغم می آید. چشمانم را پر از اشک و خیال نمناکم را خط خطی می کند.
نمی دانم شاید راست باشد و شاید هم چیزی به جز حقیقت.
با گل شب بو به دعا می نشینم که مبادا مبادا خیالم حقیقت داشته باشد.
و من هر شب در پشت نت های عاشقانه بی صدا می گریم و جای خالی گل سرخ را احساس می
- کنم آن گاه سر بر روی شانه های عشق می گذارم تا الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کنم. می
-دانم می دانم که نخواهی شنید اما . . .
هر شب به این امید که گل سرخ را در رؤیایم ببینم می خوابم اما رؤیاهایم همه کابوس شده است.
و هر صبح به این امید که او را پیدا کنم برمی خیزم اما او در بین تلاطم واژه ها و هجوم زمان ها گم شده است و تا خودش نخواهد پیدا نمی شود.
حتما به ادامه ی مطلب برید.
نوشته شده توسط آیدا پرغم در سه شنبه 1386/12/28 ساعت 11:59 AM موضوع | لینک ثابت
شنیده ام که عشق رویه ایست مشخص
چگونه این را درک کنم ؟
وقتی کسی می گوید :
" نمی خواهم بار دیگر ببینمت "
چرا گریه ؟
هر خطایی می توانست جبران شود
شنیدم که گفتی :
" نمی خواهم بار دیگر ببینمت "
آن دم که از من روگردانی
روزم را تیره کردی
مجبور نبودم که بخوانم با قلبی شکسته
می دانم که بعدها
از پس نابودی این عشق
باز خواهم شنید که کسی می گوید :
" نمی خواهم بار دیگر ببینمت "
" یه سری دیگه شعر عاشقانه در ادامه ی مطلب"
اگه نرین ادامه ی مطلب از دستش دادین . ![]()
نوشته شده توسط آیدا پرغم در سه شنبه 1386/12/28 ساعت 11:23 AM موضوع | لینک ثابت
یار پرسید : " برای چه می خواهی ام ؟ "
غمخوار گفت: " برای هرآنچه که تو می خواهی. "
باز پرسید : " و اگر من چیزی نخواهم ؟ "
دوباره گفت : " باز هم می خواهمت تنها برای خودت."
چرا من این نظرارو نمی بینم؟
نوشته شده توسط آیدا پرغم در پنجشنبه 1386/12/23 ساعت 8:9 PM موضوع | لینک ثابت
شاید آن روز که سهراب نوشت : " تا شقایق هست زندگی باید کرد. "
خبری از دل پردرد گل یاس نداشت .
باید اینجور نوشت : " هر گلی هم باشی چه شقایق چه گل پیچک و یاس زندگی اجبار است. "
نوشته شده توسط آیدا پرغم در پنجشنبه 1386/12/23 ساعت 8:2 PM موضوع | لینک ثابت
ماهی شده بود باورش
تور اگه بندازن سرش
عروس ماهیا می شه
شاه ماهی شوهرش می شه
ماهیه باورش نبود
تور اگه بندازن سرش
نگاه سرد ماهیگیر
می شه نگاه آخرش
نوشته شده توسط آیدا پرغم در پنجشنبه 1386/12/23 ساعت 7:52 PM موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

باز هم از اوج شکستگی ها و تنهایی هایم برایت می نویسم تا شاید دلت به حال این سوخته دل بی پناه بسوزد.
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY